برابر‌های واژه فقیر به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

فقیر

برابر‌های پارسی

تنگ‌دست، تهی‌دست، نَدار، پَژوم

واژه «فقیر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «تنگ‌دست، تهی‌دست، نَدار، پَژوم» می‌باشد.

به جای «فقیر» بگوییم «تنگ‌دست، تهی‌دست، نَدار، پَژوم»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
فقیر
atuwāngar | driγōš | drigūš | driyōš | mustōmand | niyāzōmand | niruzd | apē āstanak | astānakōmand | ōvēn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
فقیر
фақир

برابرها در شاهنامه

تهی‌دست

تهی‌دست را مایه دادی بسی

تهی‌دست مردم که دارند نام

تهی‌دست و پر غم نشسته نهان

تهی دست بی‌رود و گل می خورد

تهی دست کس با توانگر یکیست

ندار

ازین رفتن من ندار ایچ غم

تنگ‌دست

گر ایدونک دهقان بدی تنگ دست

خروشان بود مردم تنگ دست

جهاندار اگر نیستی تنگ دست

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید