برابر‌های واژه متقن به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

متقن

برابر‌های پارسی

استوار، استوان، پابرجا، چفت، سخت، سفت

واژه «استوار، استوان، پابرجا، چفت، سخت، سفت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «استوار، استوان، پابرجا، چفت، سخت، سفت» می‌باشد.

به جای «متقن» بگوییم «استوار، استوان، پابرجا، چفت، سخت، سفت»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
استوار
ōstowār | awistwār | ōstik | stēnik | ništavānak | xružd
سخت
saxt | razēn | društ | dušvār | garān | staft | drang | škaftak
پابرجا
hangōmand
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
استوار
устувор
استوان
устувон
سخت
сахт
سفت
суфт
چفت
чафт
چفت
чуфт

برابرها در شاهنامه

سخت

بخورد و برو آفرین کرد سخت

به دشنام زشت و به آواز سخت

بران گونه ضحاک را بسته سخت

یکی سخت پیمان ستد زو نخست

یکی سخت پیمانت خواهم نخست

استوار

به فرمان ببسته کمر استوار

یکی شارستان یافتم استوار

بیاورد و بر تخت بست استوار

بباشد امیدش به تو استوار

سر گنج را شاه کرد استوار

سفت

همی بوسه داد از بر سفت او

بران سفت سیمنش مشکین کمند

دریغ آیدم کاین چنین یال و سفت

ابا فر و با سفت و یال گوان

تو گفتی که سام است با یال و سفت

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید