برابرهای واژه فرجه به پارسی
جستن واژهای دیگرفرجه
برابرهای پارسی
بَخت، هنگام، گاه، زمان، جای، پیشآمد
واژه «فرجه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بَخت، هنگام، گاه، زمان، جای، پیشآمد» میباشد.
به جای «فرجه» بگوییم «بَخت، هنگام، گاه، زمان، جای، پیشآمد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پیشآمد
یکی کار پیش آمد اکنون شگفت
چو پیش آمد این روزگار درشت
که پیش آمد امروز ننگ و نبرد
بیابانش پیش آمد و ریگ و دشت
چو داراب پیش آمد و حمله برد
زمان
نباشد همی شادمان یک زمان
از آموختن یک زمان نغنوی
هم اندر زمان او شود ناپدید
بدانستم آمد زمان سخن
زمان تا زمان زینش برساختی
جای
خداوند نام و خداوند جای
چو این چار گوهر به جای آمدند
گرفتند هر یک سزاوار جای
به نزد نبی و علی گیر جای
اگر بر درخت برومند جای
هنگام
از ابر اندرآمد به هنگام نم
که پوشند هنگام ننگ و نبرد
چو آمد به هنگام خون ریختن
بپوشند هنگام زخم درای
به هنگام سختی به بر گیردت
گاه
از این پرده برتر سخنگاه نیست
که این چرخ و ماهست یا تاج و گاه
به خوبی چو خورشید بر گاه بود
به گاه خورش سرزنش نشنوند
ترا زیبد اندر جهان گاه او
بخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
یکایک ازو بخت برگشته شد
چنان بخت بیدار او خفته ماند
بر آن بخت بیدار و فرخ زمین
سر بخت بدخواه با خشم اوی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: شنوایینگاره