برابرهای واژه فراغ به پارسی
جستن واژهای دیگرفراغ
برابرهای پارسی
رامش، آسودگی، آسایش
واژه «فراغ» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «رامش، آسودگی، آسایش» میباشد.
به جای «فراغ» بگوییم «رامش، آسودگی، آسایش»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
رامش
ز رامش جهان پر ز آوای نوش
کسی کاو به رامش سزای منست
فریدون غم افکند و رامش گزید
به رامش سوی ورزش خود شوید
برفتند با رامش و خواسته
آسودگی
ازان پس بر آسودگی بگذریم
بر آسودگی سودمند آیدت
ز نیروی و آسودگی اسب و مرد
ز آسودگی تیغها برکشید
آسایش
کجا آید آسایش اندر بسیچ
نگردد ز آسایش و کام سیر
که آسایش آری و گر دم زنی
نیازش به آسایش و خواب بود
به خواب و به آسایش آمد شتاب
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دُروغگو