برابرهای واژه غلامان به پارسی
جستن واژهای دیگرغلامان
برابرهای پارسی
سرسپردگان، بندگان، بردگان، پسران
واژه «غلامان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سرسپردگان، بندگان، بردگان، پسران» میباشد.
به جای «غلامان» بگوییم «سرسپردگان، بندگان، بردگان، پسران»
برابرها در شاهنامه
بندگان
بدان بندگان خردمند گفت
چنین گفت با بندگان خوب چهر
چنین گفت با بندگان سرو بن
وزین بندگان سپهبدپرست
برون رفت سیندخت با بندگان
بردگان
از آزاد و از نیکدل بردگان
چه پروردگان داغ دل بردگان
دگر بردگان مهتران را سپرد
چه پروردگان داغ دل بردگان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: خندهدار است، لُوده است، ریشخند است