برابرهای واژه عز به پارسی
جستن واژهای دیگرعز
برابرهای پارسی
والایی، فر، ارزش، ارجمندی، ارج
واژه «عز» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «والایی، فر، ارزش، ارجمندی، ارج» میباشد.
به جای «عز» بگوییم «والایی، فر، ارزش، ارجمندی، ارج»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ارج
ز بیدانشی ارج نشناختم
وزو ارج گیرد همی خواسته
بدین داشتند ارج گنج و سپاه
همی یافت از مهتران ارج و گنج
درم یابد و ارج و تخت و کلاه
ارزش
که ارزش به گیتی ندانست کس
ارجمندی
بر موبدان ارجمندی بود
جهان را بدین ارجمندی مدار
یکی ارجمندی بود کشته خوار
وگر ارجمندی سپارد به خاک
همان ارجمندی و اختر دهم
فر
کریمی بدو یافته زیب و فر
پدید آمد از فر او کان زر
مرا خیره گشتی سر از فر شاه
ز گیتی پرستندهٔ فر و نصر
جهان گشت با فر و آیین و آب
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: برای پروا، استوارکارانه، پرواکارانه