برابرهای واژه عربده به پارسی
جستن واژهای دیگرعربده
برابرهای پارسی
فغان، فریاد، داد، جیغ
واژه «عربده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فغان، فریاد، داد، جیغ» میباشد.
به جای «عربده» بگوییم «فغان، فریاد، داد، جیغ»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
فریاد
همی بر خروشید و فریاد خواند
خروش سواران و فریاد خاست
ز دادآور آنگاه فریاد خواست
همی برگشایم به فریاد لب
ز هر دو سپه خاست فریاد و غو
داد
ستایش خرد را به از راه داد
بدینسان نهادش خداوند داد
ز کژی روان سوی داد آوریم
بیاراست روی زمین را به داد
به ایران همه خوبی از داد اوست
فغان
بخندید و زان پس فغان برکشید
کنم زو فغان بر سر انجمن
از ایوان به کیوان فغان برگذشت
دو رخ را بکند و فغان برکشید
به ابر اندر آمد فغان و خروش
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کُنجنَما، راستکش