برابرهای واژه عابر به پارسی
جستن واژهای دیگرعابر
برابرهای پارسی
گذرکننده، رونده، رهگذر
واژه «عابر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گذرکننده، رونده، رهگذر» میباشد.
به جای «عابر» بگوییم «گذرکننده، رونده، رهگذر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
رهگذر
فگندند جایی که بد رهگذر
ترا بهره اینست زین رهگذر
که باشد ز هر سو برو رهگذر
میاویز چنگ اندرین رهگذر
رونده
رونده همی تاخت تا نیمروز
سپاهی چو کوه رونده ز جای
رونده بر شاه برد آگهی
رونده به هر جای کامش بود
رونده شود در جهان کام اوی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: آرمانگرایی