برابرهای واژه طفره به پارسی
جستن واژهای دیگرطفره
برابرهای پارسی
گُریز، جَسْت؛ (=تَنْبَلی) گُریز اَز زیرِ کار، جَسْت اَز زیرِ بار، سَردَواندِگی، فُروگُذاری، شانه سُسْتکَردِگی، سُسْتشانِگی، سُسْتی، بَهانه، کوتاهی، سَردَواند؛ (=پاسُخگو نَبودَن) پیچاندِگی
واژه «طفره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گُریز، جَسْت؛ (=تَنْبَلی) گُریز اَز زیرِ کار، جَسْت اَز زیرِ بار، سَردَواندِگی، فُروگُذاری، شانه سُسْتکَردِگی، سُسْتشانِگی، سُسْتی، بَهانه، کوتاهی، سَردَواند؛ (=پاسُخگو نَبودَن) پیچاندِگی» میباشد.
به جای «طفره» بگوییم «گُریز، جَسْت؛ (=تَنْبَلی) گُریز اَز زیرِ کار، جَسْت اَز زیرِ بار، سَردَواندِگی، فُروگُذاری، شانه سُسْتکَردِگی، سُسْتشانِگی، سُسْتی، بَهانه، کوتاهی، سَردَواند؛ (=پاسُخگو نَبودَن) پیچاندِگی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گریز
که آمد ترا روزگار گریز
چو اندر شوی نیست راه گریز
عنان کرد پیچان براه گریز
که بهرام را نیست جای گریز
که نه جای جنگست و راه گریز
سستی
مکن سستی اندر گه کارزار
به سستی رسید این ازان آن ازین
اگر جنگ سازد تو سستی مکن
ز سستی مرا بر زمین برنشاند
اگر سستی آرید یک تن به جنگ
بهانه
به رنگ فسون و بهانه مدان
کسی بیبهانه نسازد بدی
و دیگر بهانه سپهر بلند
بهانه نشاید به بیداد جست
ازان کت بپرسم بهانه مجوی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بتکده