برابرهای واژه شر به پارسی
جستن واژهای دیگرشر
برابرهای پارسی
گرفتاری، دردسر، بدی، بدنهادی، بد، آزاررسانی (=شَر)؛ همرسانی، شارش (=شِیر)
واژه «شر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گرفتاری، دردسر، بدی، بدنهادی، بد، آزاررسانی (=شَر)؛ همرسانی، شارش (=شِیر)» میباشد.
به جای «شر» بگوییم «گرفتاری، دردسر، بدی، بدنهادی، بد، آزاررسانی (=شَر)؛ همرسانی، شارش (=شِیر)»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بدی
نبی کی بدی نزد ما رهنمای
به جانش بر از مهر گریان بدی
ز بیم جداییش بریان بدی
چنان شاه پالوده گشت از بدی
شده بر بدی دست دیوان دراز
بد
کزین سه رسد نیک و بد بیگمان
نداند بد و نیک فرجام کار
چو دانا توانا بد و دادگر
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
بد و نیک نزدیک او آشکار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: رازها، نهانیها