برابرهای واژه رؤیت به پارسی
جستن واژهای دیگررؤیت
برابرهای پارسی
دیدن، دید
واژه «رؤیت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دیدن، دید» میباشد.
به جای «رؤیت» بگوییم «دیدن، دید»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
دیدن
که دیدن دگرگونه بودش امید
همه آرزو دیدن چهر اوست
اگر دیدن آفتابت هواست
تو دانی که دیدن نه چون آگهیست
از آواز به گر ز دیدن بهست
دید
چو بیننده دیدارش از دور دید
چنان دید روشن روانم به خواب
چو ابلیس پیوسته دید آن سخن
چنان دید کز کاخ شاهنشهان
بگفت آن جگر خسته خوابی که دید
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بَردَمِش، اُلآمَدان، بَرآمَد، آسِش