برابرهای واژه داخل به پارسی
جستن واژهای دیگرداخل
برابرهای پارسی
دَرون، دَر، اَندَر
واژه «داخل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دَرون، دَر، اَندَر» میباشد.
به جای «داخل» بگوییم «دَرون، دَر، اَندَر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
اندر
گهرها یک اندر دگر ساخته
فلکها یک اندر دگر بسته شد
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
به رنج اندر آری تنت را رواست
سر اندر نیاری به دام بلا
در
در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی
در بخشش و دادن آمد پدید
در رستگاری ببایدت جست
که من شهر علمم علیم در ست
هر آنکس که در جانش بغض علیست
درون
به گیتی درون سال سی شاه بود
به پرده درون بود بیگفتگوی
نشسته به بیشه درون شاهفش
به پرده درون داشتن دختری
نکردی به بخشش درون راستی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پیشکش