برابرهای واژه خدمتگزار به پارسی
جستن واژهای دیگرخدمتگزار
برابرهای پارسی
زاوَریگزار، زاوَریگَر، کارکن، پاکار، پرستار، پیشکاریگر، پیشیاریگر
واژه «خدمتگزار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زاوَریگزار، زاوَریگَر، کارکن، پاکار، پرستار، پیشکاریگر، پیشیاریگر» میباشد.
به جای «خدمتگزار» بگوییم «زاوَریگزار، زاوَریگَر، کارکن، پاکار، پرستار، پیشکاریگر، پیشیاریگر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پرستار
پرستار با طوق و با گوشوار
پرستار پنجاه با دست بند
پرستار با مجمر و بوی خوش
پرستار نعلین زرین بدست
کنم چون پرستار پیشت به پای
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دورکردن، جداکردن، بازگذاشتن