برابرهای واژه حربه به پارسی
جستن واژهای دیگرحربه
برابرهای پارسی
نیزه، کارد، شمشیر، ترفند
واژه «حربه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیزه، کارد، شمشیر، ترفند» میباشد.
به جای «حربه» بگوییم «نیزه، کارد، شمشیر، ترفند»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
شمشیر
مرا برد باید به شمشیر دست
تو گر پیش شمشیر مهرآوری
خداوند شمشیر و گاه و نگین
چه شمشیر هندی به زرین نیام
چو شاپور و نستوه شمشیر زن
ترفند
زمانه پر از بند و ترفند گشت
نیزه
ز دشت سواران نیزه گذار
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
خروشان همی رفت نیزه بدست
چو آن پوست بر نیزه بر دید کی
فراوان کس از دشت نیزهوران
کارد
همی خواست کارد سرش را نگون
مرا خواست کارد به خم کمند
به سنگ اندرون لاله کارد همی
مرا خواست کارد به کاری به چنگ
چو خسرو به بیداد کارد درخت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: سپردنی