برابر‌های واژه جربزه به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

جربزه

برابر‌های پارسی

گُربزه، شایِسْته، زیرَک، تَوانا

واژه «جربزه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گُربزه، شایِسْته، زیرَک، تَوانا» می‌باشد.

به جای «جربزه» بگوییم «گُربزه، شایِسْته، زیرَک، تَوانا»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
توانا
tuwānāk | tuwānīk | patūk | pātiyāvand | pātaxšā | kartakār | kart kār | pātixšāy | ōǰōmand | ōžōmand | apazār | sēzdēn | šāyēn | dastwar | kāmkār | šāyēndak | andar tuwān
زیرک
zīrak
شایسته
apāyastak | arzānīk | frārōn | niyāw | niyāp | niyāpak | pasačak | pasačāk | sazāk | sahīk | sačākvār | sačišnīk | šāyandak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
توانا
тавоно
زیرک
зирак
شایسته
шоиста

برابرها در شاهنامه

شایسته

زبان چرب و شایستهٔ کار نغز

سه فرزند شایستهٔ تاج و گاه

یکی شاخ شایسته آمد به بر

کمین‌گاه را جای شایسته دید

که شایستهٔ جنگ شیران منم

زیرک

خردمند و بیدار و زیرک بنام

خنک مردم زیرک و پارسا

شکیبا دل و زیرک و کاردان

توانا

توانا بود هر که دانا بود

چو دانا توانا بد و دادگر

توانا بود آشکار و نهان

توانا و دانا و دارنده اوست

برزم دلیران توانا بود

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

اهلی

چم: رام

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید