برابرهای واژه بلاء به پارسی
جستن واژهای دیگربلاء
برابرهای پارسی
گزند، زیان، آفت، آسیب
واژه «بلاء» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گزند، زیان، آفت، آسیب» میباشد.
به جای «بلاء» بگوییم «گزند، زیان، آفت، آسیب»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
زیان
بریشان ببخشید سود و زیان
یکی بیزیان مرد آهنگرم
کز اختر بدی جاودان بیزیان
ز نیکی زیان کرده گویی پسند
نیامدش ز اختر زمانی زیان
آسیب
ببینند آسیب روز نبرد
همه شب بخواب اند آسیب شیب
نه آسیب آید بدین گنج تو
گزند
همان سایه زو بازدارد گزند
چو ایوان که باشد پناه از گزند
در تندرستی و راه گزند
نهان راستی آشکارا گزند
بتابید روی از نهیب گزند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: چای کیسهای