برابرهای واژه بسیط به پارسی
جستن واژهای دیگربسیط
برابرهای پارسی
گشاده، گسترده، فراخ، ساده
واژه «بسیط» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گشاده، گسترده، فراخ، ساده» میباشد.
به جای «بسیط» بگوییم «گشاده، گسترده، فراخ، ساده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ساده
چو لشکر منوچهر بر ساده دشت
یکی بدسگال و یکی ساده دل
سپاهی برو ساده بگماشتیم
یکی ساده دژ آهنین باره دید
دو گردنکش سادهدل را بکشت
فراخ
سواری میان لاغر و بر فراخ
میان چون قلم سینه و بر فراخ
اگر من روم زین جهان فراخ
بگفت این و شد زین جهان فراخ
منوچهر شد زین جهان فراخ
گشاده
جوانی بیامد گشاده زبان
گشاده زبان و جوانیت هست
نخفته گشاده دل و بسته لب
گشاده زبان پیش ضحاک شد
گشاده شدش بر دل پاک راز
گسترده
نه شاهی نه گسترده روی زمین
ابر سام و بر زال گسترده مهر
زبر دست با گنج و گسترده کام
وزو سایه گسترده بر چند میل
نه گسترده از بهر من شد زمین
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بسامد