برابرهای واژه بالعکس به پارسی
جستن واژهای دیگربالعکس
برابرهای پارسی
نِگونسار، وارون، وارونِه، واژگون، واژگونِه
واژه «بالعکس» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نِگونسار، وارون، وارونِه، واژگون، واژگونِه» میباشد.
به جای «بالعکس» بگوییم «نِگونسار، وارون، وارونِه، واژگون، واژگونِه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
واژگونه
همه واژگونه بود کار دیو
نگونسار
درفش سیه را نگونسار کرد
سرمرد بیدین نگونسار کرد
نگونسار کرد و بزد بر زمین
سر دخمهٔ او نگون سار باد
وارونه
بزد چنگ وارونه دیو سیاه
بیاورد وارونه ابلیس بند
پس ابلیس وارونه آن ژرف چاه
پس آیین ضحاک وارونه خوی
جهان پیش ضحاک وارونه دید
وارون
همین جستن تخت وارون تو
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دین یار