برابر‌های واژه برخلاف به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

برخلاف

برابر‌های پارسی

واژگونه، وارونه، ناساز، به وارونه

واژه «واژگونه، وارونه، ناساز، به وارونه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «واژگونه، وارونه، ناساز، به وارونه» می‌باشد.

به جای «برخلاف» بگوییم «واژگونه، وارونه، ناساز، به وارونه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
وارونه
nikun | nikunsār | sarkun
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برخلاف
бархилоф
ناساز
носоз
وارونه
воруна
واژگونه
вожгуна

برابرها در شاهنامه

واژگونه

همه واژگونه بود کار دیو

وارونه

بزد چنگ وارونه دیو سیاه

بیاورد وارونه ابلیس بند

پس ابلیس وارونه آن ژرف چاه

پس آیین ضحاک وارونه خوی

جهان پیش ضحاک وارونه دید

ناساز

همه کار ماسخت ناساز بود

که آن جایگه کار ناساز بود

سپه یکسر از جنگ ناساز گشت

ازان به که ناساز خوانی نهی

بگفتیم چون بخت ناساز بود

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید