برابرهای واژه باب به پارسی
جستن واژهای دیگرباب
برابرهای پارسی
رو، روی، در
واژه «باب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «رو، روی، در» میباشد.
به جای «باب» بگوییم «رو، روی، در»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
رو
به کاخ اندر آمد دوان کند رو
که رو آلت تخت شاهی بجوی
که رو مر پرستندگان را بگوی
بدو گفت نزدیک رودابه رو
کنون زود پیرایه بگشای و رو
در
در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی
در بخشش و دادن آمد پدید
در رستگاری ببایدت جست
که من شهر علمم علیم در ست
هر آنکس که در جانش بغض علیست
روی
سوی تخت شاه جهان کرد روی
همه روی گیتی شب لاژورد
بیاراست روی زمین را به داد
سپه را چو روی اندر آمد به روی
از آن بد کنش دیو روی زمین
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پَرماس