برابرهای واژه اکل به پارسی
جستن واژهای دیگراکل
برابرهای پارسی
خورش، خوردن، بار
واژه «اکل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خورش، خوردن، بار» میباشد.
به جای «اکل» بگوییم «خورش، خوردن، بار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بار
همه خواسته بر شتر بار کرد
بیامد در بار دادن ببست
خروشید و بار غریبان ببست
در گنج بگشای و بربند بار
تنش خون خورد بار کین آورد
خورش
که پوشیدنی نو بد و نو خورش
خورش کردشان سبزه و کاه و جو
به گاه خورش سرزنش نشنوند
ز بهر خورش جایگه ساختش
کلید خورش خانهٔ پادشا
خوردن
همه روزه بسته ز خوردن دو لب
که فردا ز خوردن چه سازد شگفت
تن آسانی و خوردن آیین اوست
که روز و شب آرام و خوردن مجوی
مرا باده خوردن نیاید به کار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: آهَنجیده، دَرونآختی