برابرهای واژه الکن به پارسی
جستن واژهای دیگرالکن
برابرهای پارسی
تَمَنده، کُند زبان، گنگ، ناگویا
واژه «الکن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «تَمَنده، کُند زبان، گنگ، ناگویا» میباشد.
به جای «الکن» بگوییم «تَمَنده، کُند زبان، گنگ، ناگویا»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کند زبان
زبان را به خوبی گروگان کند
زبان را به پاسخ گروگان کند
شده با زبان و دلش تیغ کند
زبان را به گفتار خامش کند
گنگ
تهی کرد و شد با سپه سوی گنگ
چنین تا رسیدند در شهر گنگ
ز من بشنو از گنگ دژ داستان
که چون گنگ دژ در جهان جای نیست
مرین کوه را گنگ دژ در میان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: نبود، نادار، گمکننده، بیبهره، بی