برابرهای واژه اقارب به پارسی
جستن واژهای دیگراقارب
برابرهای پارسی
نزدیکان، خویشان، بستگان
واژه «اقارب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نزدیکان، خویشان، بستگان» میباشد.
به جای «اقارب» بگوییم «نزدیکان، خویشان، بستگان»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
خویشان
ز پیوند ضحاک و خویشان اوی
همان گنج و خویشان و بنیاد هست
همی گفت صد تن ز خویشان من
ز خویشان نزدیک صد بر شمرد
ز خویشان فرستاد صد نزد من
بستگان
پس آن بستگان را کشیدند خوار
دلش گردد از بستگان پرشتاب
مر این بستگان را گشاید ز بند
همه بستگان را به ساری بماند
بران بستگان زار بگریست دیر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پیمان نامه