برابر‌های واژه اتفاقا به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

اتفاقا

برابر‌های پارسی

یِکْباره، ناگِهانی، به‌ناگاه، بِناگاه، وانْگَهی، هَمِگی، ناگَهان، با هَم

واژه «یِکْباره، ناگِهانی، به‌ناگاه، بِناگاه، وانْگَهی، هَمِگی، ناگَهان، با هَم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یِکْباره، ناگِهانی، به‌ناگاه، بِناگاه، وانْگَهی، هَمِگی، ناگَهان، با هَم» می‌باشد.

به جای «اتفاقا» بگوییم «یِکْباره، ناگِهانی، به‌ناگاه، بِناگاه، وانْگَهی، هَمِگی، ناگَهان، با هَم»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
با هم
aknēn | apāk | gumē | gumay | ham | hamahīk | ham būtīk | hamgās | hamōgēn | ǰōmā | pat ham | pat aknēn | yumē
ناگهان
ēv-bār | pat gēvāk | ham-damān | ham-zamān
همگی
hamākīh | hamakīh | hamagīh | hamāik | hamahīh | hamāīkīh | hamākīhā | harvispēn | hamōgēn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بناگاه
баногоҳ
ناگهان
ногаҳон
ناگهانی
ногаҳонӣ
همگی
ҳамагӣ
یکباره
якбора

برابرها در شاهنامه

یکباره

دل زال یکباره دیوانه گشت

بپرداز و بگشای یکباره چشم

بپردخت یکباره زان انجمن

ز گفتار یکباره دم برزدند

ز پیکار یکباره دم برزدند

بناگاه

بناگاه بردن یکی تاختن

بناگاه لشکر برایشان زدن

برآمد بناگاه زو یک غریو

یکایک برآرد بناگاه گرد

وانگهی

بده وانگهی جان من پیش تست

با هم

مرا با شما هم به فرجام کار

سپه نیز با او هم آواز شد

هم انگشتر تور با من به راه

شب و روز بودند با او به هم

بشد طوس و گستهم با او به هم

ناگهان

سه جنگی پدید آمدی ناگهان

ز بیشه ببردم ترا ناگهان

به کار آگهان گفت تا ناگهان

یکی بومهین خیزد از ناگهان

همی ناگهان بر طلایه زنند

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید