برابرهای واژه گارسون به پارسی
← جستن واژهای دیگرگارسون
برابرهای پارسی
پیشزاور، شاگرد
واژه «پیشزاور، شاگرد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پیشزاور، شاگرد» میباشد.
به جای «گارسون» بگوییم «پیشزاور، شاگرد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
شاگرد
ašākirt | ašākart | ašāgird | hašākirt | hāvišt | čāšītār | hamōxtār | āmōxtār | āmōxtak | zand čāšītār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
شاگرد
шогирд
برابرها در شاهنامه
شاگرد
ورا یار و شاگرد بد سی و پنج
به شاگرد کای مرد ناکاردان
چو شاگرد دیدش به بهرام گفت
همی چشم شاگرد را دوختی
چو شاگرد و استاد رفتند زود
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر