برابر‌های واژه نا حق به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

نا حق

برابر‌های پارسی

بیداد، بیهوده، دروغ، نادرست، ناروا، ناسزا، ناسزاگویی

واژه «بیداد، بیهوده، دروغ، نادرست، ناروا، ناسزا، ناسزاگویی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیداد، بیهوده، دروغ، نادرست، ناروا، ناسزا، ناسزاگویی» می‌باشد.

به جای «نا حق» بگوییم «بیداد، بیهوده، دروغ، نادرست، ناروا، ناسزا، ناسزاگویی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بیداد
apēdāt
دروغ
drōg | drōγ | drōv | drōš | drōž | davan | drōžan | drōzanīh | drōžanīh | drūžīh | mēt | mitōxt | mitōxtīh | zōr
دروغ (بدروغ)
drūǰanīhā
نادرست
apārōn | ērang | mēt | tanbān | zaspān | zēpāk | anāpuhlak
نادرست
adōst
ناروا
arawāk
ناسزا (ناسزاوار)
apasačāk | asačāk
ناسزا (دشنام)
dušnām
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیهوده
беҳуда
دروغ
дурӯғ
نادرست
нодуруст
ناروا
нораво
ناسزا
носазо

برابرها در شاهنامه

ناسزا

منم بنده‌ای شاه را ناسزا

یکی ناسزا برنهندش کلاه

زمانی بدست یکی ناسزا

که پیشت فرستادمی ناسزا

یکی ناسزا آگهی یافتم

دروغ

تو این را دروغ و فسانه مدان

مگر کاین همه بند و چندین دروغ

دروغ آیدش سر به سر گفت و گوی

شود پیش او چارهٔ من دروغ

به گفتار مرد دروغ آزمای

بیداد

ز کردار بیداد شاه زمین

به کندی زدی پیش بیداد گام

هران چیز کز راه بیداد دید

برفتند باز آن دو بیداد شوم

دل هر دو بیداد از آن سان بسوز

نادرست

چو راه فریدون شود نادرست

بپیچید ز اندریشه نادرست

پر آژنگ رخسار و دل نادرست

سخن گر درستست گر نادرست

بیهوده

بگوی آن دو ناپاک بیهوده را

به بیهوده از شهریار زمین

دو بیهوده را دل بدان کار گرم

همه رای بیهوده انداختند

ز گفتار بیهوده آزرده‌ام

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید