برابر‌های واژه چکمه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

چکمه

برابر‌های پارسی

جَمشاک، پاژَنگ، موزه

واژه «جَمشاک، پاژَنگ، موزه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «جَمشاک، پاژَنگ، موزه» می‌باشد.

به جای «چکمه» بگوییم «جَمشاک، پاژَنگ، موزه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
موزه (کفش)
mōčak | mōzak | mōg | mūk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
موزه
мӯза
چکمه
чакма

برابرها در شاهنامه

موزه

همیشه بیک ساق موزه درون

همان موزه از پای بیرون کشید

به موزه درون پر ز مشک و عبیر

یکی کفشگر بود و موزه فروش

که در پادشاهی یکی موزه دوز

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید