برابرهای واژه تجلی به پارسی
← جستن واژهای دیگرتجلی
برابرهای پارسی
نمود، نمایان، رخنمایی، درخشان، آشکار
واژه «نمود، نمایان، رخنمایی، درخشان، آشکار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نمود، نمایان، رخنمایی، درخشان، آشکار» میباشد.
به جای «تجلی» بگوییم «نمود، نمایان، رخنمایی، درخشان، آشکار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
درخشان
میان کیان چون درخشان نگین
به روز درخشان شب آمد سیاه
درخشان کنم تیرهگون ماه او
درخشانتر از بر سپهر آفتاب
درخشان شود روزگار بهی
آشکار
ببینی همی آشکار و نهان
نداند کسی آشکار و نهان
بد و نیک نزدیک او آشکار
عمر کرد اسلام را آشکار
بدان تا نهانی کنند آشکار
نمود
وزان پس ز آرام سردی نمود
ستاره برو بر شگفتی نمود
و گر بودنیها بباید نمود
وزان گرز پیکر بدیشان نمود
که ایوانش برتر ز کیوان نمود
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید