برابرهای واژه نحیف به پارسی
← جستن واژهای دیگرنحیف
برابرهای پارسی
نزار، ناتوان، لاغر، رنجور
واژه «نزار، ناتوان، لاغر، رنجور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نزار، ناتوان، لاغر، رنجور» میباشد.
به جای «نحیف» بگوییم «نزار، ناتوان، لاغر، رنجور»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ناتوان
همی گفت کین بنده ناتوان
ز چیزی که افتد بران ناتوان
توانایی و ناتوان آفرید
به دل سفله باشد به تن ناتوان
ز دیدار او شاد شد ناتوان
لاغر
سواری میان لاغر و بر فراخ
هم از رشک مهر تو لاغر شود
اگر چند با بخت لاغر شویم
نه بر باد «و» با بخت لاغر بدند
بر و کتف فربه و لاغر میان
نزار
بر و یال فربه میانش نزار
تنومند و بیمغز و جان نزار
رنجور
بدی را تن دیو رنجور باد
به رنجور مردم نماینده رنج
بدی را تن دیو رنجور بود
ز بیمش همه ساله رنجور کن
ز بد کردن خویش رنجور باش
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید