برابر‌های واژه نحیف به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

نحیف

برابر‌های پارسی

نزار، ناتوان، لاغر، رنجور

واژه «نزار، ناتوان، لاغر، رنجور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نزار، ناتوان، لاغر، رنجور» می‌باشد.

به جای «نحیف» بگوییم «نزار، ناتوان، لاغر، رنجور»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
رنجور
ranǰwar | bēšōmand | bēšt | bēšīt | bēš zat | dartak | dartōmand | dušrām | dušrāmišn | rēšak | darham
لاغر
bārīk | nizār
ناتوان
anafzār | anātuk | anātāv | apātiyāvand | apatuvak | armēšt | atawān | atawānīk | atuwān | atuwāngar | atuwānīk | niruzd | nizār | kam zōr
نزار
nazār | nizār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
رنجور
ранҷур
لاغر
лоғар
ناتوان
нотавон
نحیف
наҳиф
نزار
назор
نزار
низор

برابرها در شاهنامه

ناتوان

همی گفت کین بنده ناتوان

ز چیزی که افتد بران ناتوان

توانایی و ناتوان آفرید

به دل سفله باشد به تن ناتوان

ز دیدار او شاد شد ناتوان

لاغر

سواری میان لاغر و بر فراخ

هم از رشک مهر تو لاغر شود

اگر چند با بخت لاغر شویم

نه بر باد «و» با بخت لاغر بدند

بر و کتف فربه و لاغر میان

نزار

بر و یال فربه میانش نزار

تنومند و بی‌مغز و جان نزار

رنجور

بدی را تن دیو رنجور باد

به رنجور مردم نماینده رنج

بدی را تن دیو رنجور بود

ز بیمش همه ساله رنجور کن

ز بد کردن خویش رنجور باش

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید