برابر‌های واژه مکر به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مکر

برابر‌های پارسی

نیرنگ، فریب، دورویی، کیدآوری، ترفند، کَلَک، فَسون، شیله، دَغَل

واژه «نیرنگ، فریب، دورویی، کیدآوری، ترفند، کَلَک، فَسون، شیله، دَغَل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیرنگ، فریب، دورویی، کیدآوری، ترفند، کَلَک، فَسون، شیله، دَغَل» می‌باشد.

به جای «مکر» بگوییم «نیرنگ، فریب، دورویی، کیدآوری، ترفند، کَلَک، فَسون، شیله، دَغَل»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
فریب
frēp | frēv | druǰišn | druǰišnīh | mēt gōwišnīh | mitōxīh | viyāpānīh | viyāpāngarīh | viyāw | drōnīh | pačipākīh | pačipāy | drōš | drō | drūž | drūžīh | zōr | zūr
نیرنگ (دعا)
nīrang | nērang
کلک (آتشدان)
kalak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
دغل
дағал
فریب
фиреб
فسون
фусун
مکر
макр
نیرنگ
найранг
کلک
калак
کلک
килк

برابرها در شاهنامه

ترفند

زمانه پر از بند و ترفند گشت

نیرنگ

سراپای نیرنگ و رنگ و نگار

همه بند و نیرنگ تو کرد پست

ز نیرنگ ضحاک بیرون شدند

بر ایوانها نقش و نیرنگ ماست

ز شنگرف نیرنگ زد بر ترنج

فسون

به رنگ فسون و بهانه مدان

به بند و فسون چشمها دوختن

پر از جادوی بود و رنگ و فسون

خردمند دانا نداند فسون

ندیدند جای فسون و درنگ

کلک

ز کلک و ز پیکانش نامد زیان

ز نیروی پیکان کلک تو شیر

نخستین که از کلک بگشاد شست

کزین کلک پولاد گریان شود

نویسنده از کلک چون خامه کرد

فریب

به جای زبونی و جای فریب

نگیرم فریب تو زین در مکوش

نیم مرد گفتار و بند و فریب

بهانه نجست و فریب و درنگ

منه با جوانی سر اندر فریب

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید