برابر‌های واژه موجد به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

موجد

برابر‌های پارسی

هستاننده، هست‌کننده، پدیدآوردنده، گشاینده، سازنده، درست‌کننده، برپادارنده (=مُوجِد)، هَستانده (=مُوجَد)

واژه «هستاننده، هست‌کننده، پدیدآوردنده، گشاینده، سازنده، درست‌کننده، برپادارنده (=مُوجِد)، هَستانده (=مُوجَد)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هستاننده، هست‌کننده، پدیدآوردنده، گشاینده، سازنده، درست‌کننده، برپادارنده (=مُوجِد)، هَستانده (=مُوجَد)» می‌باشد.

به جای «موجد» بگوییم «هستاننده، هست‌کننده، پدیدآوردنده، گشاینده، سازنده، درست‌کننده، برپادارنده (=مُوجِد)، هَستانده (=مُوجَد)»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
سازنده
dēsāk | passāxtār | tāšītār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
سازنده
созанда

برابرها در شاهنامه

گشاینده

گشایندهٔ گنج پیش امید

گراینده گرز و گشاینده شهر

گشایندهٔ شهر مازندران

گشایندهٔ بند هاماوران

گشاینده گلشهر خواهیم و بس

سازنده

همش بخت سازنده بود از فراز

همه رزم‌جویان سازنده کار

نکوتر به کردار و سازنده‌تر

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید