برابرهای واژه منهدم به پارسی
← جستن واژهای دیگرمنهدم
برابرهای پارسی
ویران، نیست، نابود شدن، نابود، فروریخته، فروپاشیده
واژه «ویران، نیست، نابود شدن، نابود، فروریخته، فروپاشیده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ویران، نیست، نابود شدن، نابود، فروریخته، فروپاشیده» میباشد.
به جای «منهدم» بگوییم «ویران، نیست، نابود شدن، نابود، فروریخته، فروپاشیده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
فروریخته
پی و پوست و ناخن فروریخته
ویران
که ویران کنی تنبل و جادویی
که ویران کنی خان آباد من
جهان گشت ویران ز کردار اوی
شود تار و ویران شود تخت اوی
دریغست ایران که ویران شود
نیست
از این پرده برتر سخنگاه نیست
ز هستی مر اندیشه را راه نیست
حکیما چو کس نیست گفتن چه سود
نیابم که از بر شدن نیست رای
و دیگر که گنجم وفادار نیست
نابود
مپندار کاین نیز نابود نیست
که نادیدنی پاک نابود نیست
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید