برابرهای واژه ملاک به پارسی
← جستن واژهای دیگرملاک
برابرهای پارسی
مایه، پایه، بنیان، سنجه، اندازه، نشانه، ستون
واژه «مایه، پایه، بنیان، سنجه، اندازه، نشانه، ستون» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مایه، پایه، بنیان، سنجه، اندازه، نشانه، ستون» میباشد.
به جای «ملاک» بگوییم «مایه، پایه، بنیان، سنجه، اندازه، نشانه، ستون»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
اندازه
که تا هر کس اندازهٔ خویش را
خورشها و اندازه بشناختند
ز دختر من اندازه گیرم همی
ورا پندها داد ز اندازه بیش
سخنها از اندازه اندر گذشت
سنجه
ز دیوان به پیش اندرون سنجه بود
چو بشنید پیغام سنجه نهفت
نه سنجه نه پولاد غندی نه بید
چو بیدست و سنجه نگهدار اوی
سر سنجه را ناگه از تن بکند
مایه
سر مایهٔ گوهران از نخست
چه مایه شب تیره بودم به پای
ره سود بنمود و خود مایه خورد
سر مایه کرد آهن آبگون
به خوبی چه مایه سخنها براند
نشانه
نشانه نهادند چون روز جنگ
نشانه نباید که خم آورد
نشانه دوباره به یک تاختن
همی گفت و آن را نشانه نمود
نشانه بنه زان نشان کت هواست
ستون
چنان چون ز بیجاده باشد ستون
ستون دو ابرو چو سیمین قلم
که با شاه باشد سپه را ستون
ستون دو ابرو چو سیمین قلم
ز پولاد میخ و ز خارا ستون
پایه
توانم مگر پایهای ساختن
کرا بود از آن برتران پایه بیش
به داد و دهش برترین پایه بود
ز گاوان ورا برترین پایه بود
زمین گلشن از پایهٔ تخت تست
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید