برابرهای واژه معدوم به پارسی
← جستن واژهای دیگرمعدوم
برابرهای پارسی
نیستیمند، نیست شده، نایافته، نابود، سر به نیست، تباه، از میان رفته
واژه «نیستیمند، نیست شده، نایافته، نابود، سر به نیست، تباه، از میان رفته» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیستیمند، نیست شده، نایافته، نابود، سر به نیست، تباه، از میان رفته» میباشد.
به جای «معدوم» بگوییم «نیستیمند، نیست شده، نایافته، نابود، سر به نیست، تباه، از میان رفته»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نابود
مپندار کاین نیز نابود نیست
که نادیدنی پاک نابود نیست
نایافته
وزان شهر نایافته هیچ بهر
نکردی دلم هیچ نایافته
سپرده زمین شاه نایافته
سر به نیست
ترا با جهان سر به سر پای نیست
چو تو نیست اندر جهان سر به سر
تباه
چو از لشکرش گشت لختی تباه
توانی مگر کردن او را تباه
نکردش تباه از شگفتی جهان
ز گرزش بسی نامور شد تباه
نکرد از دلیران کسی را تباه
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید