برابرهای واژه مصاحب به پارسی
جستن واژهای دیگرمصاحب
برابرهای پارسی
یار و همدم، همنشین، دوست
واژه «مصاحب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یار و همدم، همنشین، دوست» میباشد.
به جای «مصاحب» بگوییم «یار و همدم، همنشین، دوست»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
همنشین
مکن دیو را با خرد همنشین
دوست
به شهرم یکی مهربان دوست بود
چنان بر دل هر کسی بود دوست
پدید آمد آوای دشمن ز دوست
نهانی ندانم ترا دوست کیست
و گر دوست خوانی نبینیش چهر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: نرده، تارمی