برابر‌های واژه مرتع به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مرتع

برابر‌های پارسی

(=grassland) واش‌زار؛ (=cattle run) گاوزار؛ (=pastureland) چَراگاه؛ (=lea) جُلگه‌سَبز؛ (=meadow) چَمَن‌زار

واژه «(=grassland) واش‌زار؛ (=cattle run) گاوزار؛ (=pastureland) چَراگاه؛ (=lea) جُلگه‌سَبز؛ (=meadow) چَمَن‌زار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=grassland) واش‌زار؛ (=cattle run) گاوزار؛ (=pastureland) چَراگاه؛ (=lea) جُلگه‌سَبز؛ (=meadow) چَمَن‌زار» می‌باشد.

به جای «مرتع» بگوییم «(=grassland) واش‌زار؛ (=cattle run) گاوزار؛ (=pastureland) چَراگاه؛ (=lea) جُلگه‌سَبز؛ (=meadow) چَمَن‌زار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
مرتع
gāvyōt | gōyōt | vāstar | vāstr | apaxvar | vāstrōmand
مرتع (دارای موقع)
pur vāstar

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید