برابرهای واژه مداوا به پارسی
جستن واژهای دیگرمداوا
برابرهای پارسی
درمان، چاره
واژه «مداوا» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «درمان، چاره» میباشد.
به جای «مداوا» بگوییم «درمان، چاره»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
درمان
که درمان ازویست و زویست درد
پزشکی و درمان هر دردمند
همی ساختی راه درمان شاه
کنون این سخن را چه درمان کنید
بران دردها پاک درمان شویم
چاره
چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت
به چاره بیاوردش از دشت و کوه
بپرسید کین چاره با من بگوی
بدو گفت من چاره سازم ترا
بدین چاره بگرفت جای پدر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بُنیدِه، بیخیدِه، ریشیدِه