برابر‌های واژه رفع به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

رفع

برابر‌های پارسی

گره‌گشایی، چاره‌جویی، چاره‌یابی، چاره‌گشایی، زدودن، برانداختن، برگرفتن، برداشتن، زدایش

واژه «رفع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گره‌گشایی، چاره‌جویی، چاره‌یابی، چاره‌گشایی، زدودن، برانداختن، برگرفتن، برداشتن، زدایش» می‌باشد.

به جای «رفع» بگوییم «گره‌گشایی، چاره‌جویی، چاره‌یابی، چاره‌گشایی، زدودن، برانداختن، برگرفتن، برداشتن، زدایش»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برانداختن
handāčišn
رفع
apar ōž
زدودن
uzdātan | awistartan
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برانداختن
барандохтан
برداشتن
бардоштан
برگرفتن
баргирифтан
رفع
рафъ
زدودن
зидудан
زدودن
зудудан

برابرها در شاهنامه

برانداختن

ز هرگونه باید برانداختن

برداشتن

نبیند ز برداشتن هیچ رنج

که آن را به برداشتن رنج بود

چاره‌جویی

توگر چاره‌جویی دانی اکنون بساز

زدودن

بدو گفت جان را زدودن بچیست

برگرفتن

ز نیک وز بد برگرفتن شمار

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

ترکیب بند

چم: بَندآمیز

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید