برابرهای واژه متواری به پارسی
← جستن واژهای دیگرمتواری
برابرهای پارسی
گریزان، گریخته، سرگردان، آواره
واژه «گریزان، گریخته، سرگردان، آواره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گریزان، گریخته، سرگردان، آواره» میباشد.
به جای «متواری» بگوییم «گریزان، گریخته، سرگردان، آواره»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گریزان
گریزان و از خویشتن گشته سیر
گریزان همی رفت سوی حصار
زتاج بزرگی گریزان مشو
گریزان شماساس با چند مرد
گریزان بیامد به هاماوران
آواره
که آواره و بد نشان رستم است
گر آواره از پیش برگشته به
گر آواره از جنگ برگشته باد
گر آواره از جنگ برگشته به
بدان گونه آواره شد در نهان
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید