برابرهای واژه متواری به پارسی
جستن واژهای دیگرمتواری
برابرهای پارسی
گریزان، گریخته، سرگردان، آواره
واژه «متواری» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گریزان، گریخته، سرگردان، آواره» میباشد.
به جای «متواری» بگوییم «گریزان، گریخته، سرگردان، آواره»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
آواره
که آواره و بد نشان رستم است
گر آواره از پیش برگشته به
گر آواره از جنگ برگشته باد
گر آواره از جنگ برگشته به
بدان گونه آواره شد در نهان
گریزان
گریزان و از خویشتن گشته سیر
گریزان همی رفت سوی حصار
زتاج بزرگی گریزان مشو
گریزان شماساس با چند مرد
گریزان بیامد به هاماوران
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بیکران، بیپایان، بیاندازه