برابرهای واژه قلاده به پارسی
← جستن واژهای دیگرقلاده
برابرهای پارسی
یوغ، گِش، زنجیر، بند
واژه «قلاده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یوغ، گِش، زنجیر، بند» میباشد.
به جای «قلاده» بگوییم «یوغ، گِش، زنجیر، بند»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بند
band
بند (دام)
nivandak
بند (نخ)
šnor
زنجیر
zanǰīr | fšag
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بند
банд
زنجیر
занҷир
قلاده
қалода
قلاده
қилода
گش
гаш
یوغ
юғ
برابرها در شاهنامه
زنجیر
بران بند زنجیر پولاد بر
ازان بند زنجیر زنگار خورد
بزد دست و بگسست زنجیر و بند
چو کردند زنجیر در گردنش
بسودند زنجیر و مسمار و غل
بند
کنم آشکارا گشایم ز بند
به بند آمدند آنکه بد زان گروه
چو آزاد گشتند از بند او
بماند به گردنت سوگند و بند
بیاورد وارونه ابلیس بند
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر