برابر‌های واژه بدیع به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بدیع

برابر‌های پارسی

نغزه (ادبیات)؛ نوپدید، نوآفرید، نو، نغز، تازه

واژه «نغزه (ادبیات)؛ نوپدید، نوآفرید، نو، نغز، تازه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نغزه (ادبیات)؛ نوپدید، نوآفرید، نو، نغز، تازه» می‌باشد.

به جای «بدیع» بگوییم «نغزه (ادبیات)؛ نوپدید، نوآفرید، نو، نغز، تازه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
تازه
nōk | tar | tāzak
نغز
naxšak
نو
nōk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بدیع
бадеъ
تازه
тоза
نغز
нағз
نو
нав

برابرها در شاهنامه

نغز

یکی نغز بازی برون آورد

پرستندهٔ بیشه و گاو نغز

زبان چرب و شایستهٔ کار نغز

که بودش زبان پر ز گفتار نغز

چو بشنید زال این سخنهای نغز

تازه

همی داشتم چون یکی تازه سیب

بهر موی بر تازه رنگی دگر

یکی تازه‌تر برگشادند چهر

چو تازه شود تاج و گنجش دهیم

بداد و به خوبی جهان تازه کرد

نو

شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو

کنون نو شود روزگار کهن

که پوشیدنی نو بد و نو خورش

که من رفتنی‌ام تو سالار نو

که ما را مکش تا یکی نو هنر

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید