برابرهای واژه فوت به پارسی
جستن واژهای دیگرفوت
برابرهای پارسی
(=fowt) درگذشت، مرگ، ازدستدهی، ازدستروی، دیده فروبندی، جانسپاری؛ (=foot) پا؛ فوت کردن با دهان پارسیست
واژه «فوت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=fowt) درگذشت، مرگ، ازدستدهی، ازدستروی، دیده فروبندی، جانسپاری؛ (=foot) پا؛ فوت کردن با دهان پارسیست» میباشد.
به جای «فوت» بگوییم «(=fowt) درگذشت، مرگ، ازدستدهی، ازدستروی، دیده فروبندی، جانسپاری؛ (=foot) پا؛ فوت کردن با دهان پارسیست»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
مرگ
برو تاختن کرد ناگاه مرگ
چو آگه شد از مرگ فرزند شاه
ندیدند مرگ اندران روزگار
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
شنید آن سخن کارزو کرد مرگ
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: خواهش، درخواست