برابر‌های واژه رحلت به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

رحلت

برابر‌های پارسی

مرگ، مردن، درگذشت

واژه «مرگ، مردن، درگذشت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مرگ، مردن، درگذشت» می‌باشد.

به جای «رحلت» بگوییم «مرگ، مردن، درگذشت»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
درگذشت
bē vitīrišnih | vitarg | viturt | vitart
مردن
murtan | gyān kantan | pat baxt šutan | vitartan | vitārtan | vitaštan | vitāštan | vitīrtan | viturtan
مرگ
marg | mīrišn | mīrišnīh | murt | ōš | uš | hōš | ōšišn | vitarg | vitarak | vitartakīh | vitārišn | vitīrišn | vitīrišnīh | vitart | viturt | bōδ vartišnīh | frōt mīrišnīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
درگذشت
даргузашт
رحلت
реҳлат
مردن
мурдан
مرگ
марг

برابرها در شاهنامه

مرگ

برو تاختن کرد ناگاه مرگ

چو آگه شد از مرگ فرزند شاه

ندیدند مرگ اندران روزگار

که جز مرگ را کس ز مادر نزاد

شنید آن سخن کارزو کرد مرگ

مردن

چنین گفت موبد که مردن به نام

ز مردن مرا و ترا چاره نیست

نوشتست مردن ببد روزگار

دل از مردن گستهم با نهیب

چنین گفت کامروز مردن به نام

درگذشت

دو بهره چو از تیره شب درگذشت

بیفگند و بسپرد و زو درگذشت

به ترکان خبر شد که زو درگذشت

دو بهره چو از تیره شب درگذشت

از اندیشهٔ ما سخن درگذشت

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید