برابر‌های واژه فلک زده به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

فلک زده

برابر‌های پارسی

بدبخت، بی‌چاره، درمانده، مَندور

واژه «بدبخت، بی‌چاره، درمانده، مَندور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بدبخت، بی‌چاره، درمانده، مَندور» می‌باشد.

به جای «فلک زده» بگوییم «بدبخت، بی‌چاره، درمانده، مَندور»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بدبخت
vatbaxt | dušbaxt | dušfarg | duš farrag | duš-xvarrah | zat xvarrah | zatak | patiyārakōmand
بدبخت (تباه)
tapāh
درمانده
apar māndak | frōtmānd | afkār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بدبخت
бадбахт
درمانده
дармонда
فلک زده
фалакзада

برابرها در شاهنامه

درمانده

چو درمانده شد با دل اندیشه کرد

بدبخت

نبود از بدبخت ماننده چیز

کشیدند بدبخت زن را ز راه

چه پرسی ز بدبخت و تیمار من

یکی ترک بدبخت گم کرده راه

بدو گفت کای مرد بدبخت خوار

بی‌چاره

که بی‌چاره‌ای نیست پتیاره‌ای

بدان چاره بی‌چاره بنهاد روی

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید