برابرهای واژه غیره به پارسی
جستن واژهای دیگرغیره
برابرهای پارسی
جدا از آن، جز آن، دیگران، مگر آن
واژه «غیره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «جدا از آن، جز آن، دیگران، مگر آن» میباشد.
به جای «غیره» بگوییم «جدا از آن، جز آن، دیگران، مگر آن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
دیگران
ابا دیگران مر مرا کار نیست
یک از دیگران بازنشناختند
وزان دیگران کشته بد صد هزار
نگه داشتم چشم زان دیگران
وزان دیگران نام مردی ببرد
مگر آن
چو آن تو باشد مگر زهرهام
مگر کاندر آن تیزی افسون برد
تو خواهی مگر کین آن نامدار
مگر ناگهان بر سر آن گروه
مگر یابد آن درد را دارویی
جز آن
که آن جز به نام جهاندار دید
هر آن کس که او جز برین دین بود
به نزدیک زال آن جز از خواب نیست
جز این نامداران آن انجمن
مر آن را جز از چاره درمان ندید
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کَنده، کَندَک، گُودال