برابرهای واژه خندق به پارسی
جستن واژهای دیگرخندق
برابرهای پارسی
کَنده، کَندَک، گُودال
واژه «خندق» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کَنده، کَندَک، گُودال» میباشد.
به جای «خندق» بگوییم «کَنده، کَندَک، گُودال»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کنده
بپژمرد چون زاب کنده سمن
به خنجر سرش کنده در پیش من
دل بدسگالان ما کنده باد
دل بدسگالان او کنده باد
همه بیخ کین از دلش کنده دید
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: مویهگر