برابرهای واژه عور به پارسی
جستن واژهای دیگرعور
برابرهای پارسی
لخت، تهی، بیجامه، برهنه
واژه «عور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «لخت، تهی، بیجامه، برهنه» میباشد.
به جای «عور» بگوییم «لخت، تهی، بیجامه، برهنه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
تهی
چوکشور ز ضحاک بودی تهی
ز ضحاک شد تخت شاهی تهی
اگر گویم آری و دل زان تهی
ز پند من ار مغزتان شد تهی
که چون آز گردد ز دلها تهی
لخت
یکی گرز دارد چو یک لخت کوه
یکی گرز خواهم چو یک لخت کوه
کشیدندم از پیش آن لخت کوه
شد از جادویی تنش یک لخت کوه
چنین گفت کاوردم ان لخت کوه
برهنه
سیامک بیامد برهنه تنا
برهنه شد آن روی پوشیدهراز
برهنه شد از نامور جوشنم
برهنه شد آن روزگار نهان
برهنه سر و پای و برگشته کار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان