برابر‌های واژه عصاء به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عصاء

برابر‌های پارسی

چوب، چوبدست، چوبدستی، چوپ، دستواره

واژه «چوب، چوبدست، چوبدستی، چوپ، دستواره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «چوب، چوبدست، چوبدستی، چوپ، دستواره» می‌باشد.

به جای «عصاء» بگوییم «چوب، چوبدست، چوبدستی، چوپ، دستواره»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
چوب
čōp | dār
چوب (عصا)
graw
چوبدست
čōp
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
چوب
чӯб

برابرها در شاهنامه

چوب

یک اندر دگر ساخته چوب عود

درخشیدن خنجر و زخم چوب

یکی چوب زد گرم بر پای اوی

همه چوب بالاش از عود تر

که بر چوب ریزند نفط سیاه

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید