برابرهای واژه عریض به پارسی
جستن واژهای دیگرعریض
برابرهای پارسی
پَهن، پهناور، گسترده، گشاد
واژه «عریض» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پَهن، پهناور، گسترده، گشاد» میباشد.
به جای «عریض» بگوییم «پَهن، پهناور، گسترده، گشاد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گشاد
همه رازها بر گشاد از نهفت
سپهبد گشاد آن نهان از نهفت
گر این راز با من بباید گشاد
گشاد جهان بر کمربست تست
گشاد آن نگار جگر خسته راز
گسترده
نه شاهی نه گسترده روی زمین
ابر سام و بر زال گسترده مهر
زبر دست با گنج و گسترده کام
وزو سایه گسترده بر چند میل
نه گسترده از بهر من شد زمین
پهن
یکی پهن کشتی بسان عروس
فریدون بدو پهن بگشاد گوش
بیاراست لشکر بران پهندشت
چه آن دژ نمود و چه آن پهن دشت
ز گرد سواران در آن پهن دشت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: زیف