برابرهای واژه حوزه به پارسی
← جستن واژهای دیگرحوزه
برابرهای پارسی
گُسْتَره، گِرداگِرد، کوی، زَمینه، دامَنه، پیرامون، پَهنه، بَرزَن، بَرخ، بَخش
واژه «گُسْتَره، گِرداگِرد، کوی، زَمینه، دامَنه، پیرامون، پَهنه، بَرزَن، بَرخ، بَخش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گُسْتَره، گِرداگِرد، کوی، زَمینه، دامَنه، پیرامون، پَهنه، بَرزَن، بَرخ، بَخش» میباشد.
به جای «حوزه» بگوییم «گُسْتَره، گِرداگِرد، کوی، زَمینه، دامَنه، پیرامون، پَهنه، بَرزَن، بَرخ، بَخش»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کوی
ز ایوان برون شد خروشان به کوی
به کوی اندرون تیغ و تیر و خدنگ
نظاره برو بر همه شهر و کوی
چه پرسی تو بر باره و من به کوی
فغانش ز ایوان برآمد به کوی
بخش
به سه بخش کرد آفریدون جهان
نبودش پسندیده بخش پدر
فرستاد نزد جهانبخش پیر
جهانبخش را لب پر از خنده شد
چنین بود بخش تو ای نامجوی
برخ
برخ بر نگاریده ناهید و هور
ز مژگان همی خون برخ برفشاند
برخ برنهاد از دو دیده دو جوی
برخ چون زریر و بلب همچو نیل
برخ برنهاد از دو دیده دو جوی
برزن
در و بام هر برزن آراسته
نه از نامداران برزن دهم
همه شهر و برزن به پای آورند
همه شهر و برزن یکایک بدوی
همه برزن و کوی و بازارگاه
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید